هم میهنان گرامی سی و دو سال است که در بیرون از مام میهن دسته ها و گروههایی زیر نامهای گوناگون ، خود را اوپوسیدزیون خوانده و میخوانند و بانگ بازیگری سی و دو ساله را هنوز فریاد میزنند ، بی اینکه بدانند دیگر مردم ایران زمین از اینگونه بازیها خسته شده اند و ترفندهای این دسته ها و گروها زیر نام سیاست و سیاستمدارن خوب شناخته اند ، و آگاهند که بر پایه اینگونه بازیها هست که هنوز میهن در بند تازیان بت پرست و گماشتگان اسلام اهریمنی گرفتار است ؛
مردم بیگناه که خواستار آزادی و آزاد منشی هستند و هر گاه برای خواستهای میهنی خود برخاسته اند گماشتگان اسلام اهریمنی و سیاستمداران خدا نشناس و بی آگاه از درد مردم ، خود را نخود هر آشی میدانند و در خیزشهای مردمی مانند مار در آستین دیگران می روند تا در بزنگاه ، گماشتگی خود را به سرورانشان انجام بدهند ؛
خوشبختانه امروز جنبش ایرانبانان که از دل مردم برخاسته شده و بر دلهای مردم نشسته ، آگاهانه به همگان هوشیار میدهد که تا همبستگی ملی زیر نام مردم نباشد اهریمنان را نمیشود بیرون کرد و هر راه دگری که برویم به بی راهه سی و دو ساله می رسیم ، و تنها زیر همبستگی مردمان ایران زمین و دلباختگی به فرهنگ ایرانی میشود این خاک پاک اهورایی را بازشکوفایی کنیم و همه پتیارهای اسلامی را از میهن بیرون برانیم و به میهن راه رهایی و آزاد منشی ببخشیم ، رهایی از بند بدبختی بت پرستی و تازی پرستی و اندیشه زشت تازیان و گمراهی تازیان و نادانی اسلام اهریمنی ؛
همه اینها را نمیشود با ناله و نیایش بدست آوریم بساکه نیاز است خرد ایرانی را در خود زنده کنیم ، در این باره نگاهی به سروده ای از ایرانبانان کورد ماد کنیم که چنین میگوید ؛
بدرگاه خدا تا کی دست بر افراشته و ناله کنم برای میهنم
من که روز و شب ایستاده و نماز تازیگری کنم برای میهنم
ز بس ناله و نیایش کردم بزبان تازی ، گویی که خسته شد روان میهنم
تا شب و روز در پی هم چنین میگزرد در خاک میهنم
بیگمان هیچ گره ای گشوده نشود ز دوش میهنم
تا بانگ بت پرستی را نیایش خدا خوانند در خاک میهم
نه من و نه تو و نه آیندگان شناسند درد میهنم
گویی که خدا هم نپزیرد اینچنین بی پروایی را به میهنم
بگو کی آیی رستاخیز ایرانبانان ، تا شوی درفش پاک میهنم
که در آن روز بت و بت پرستان را برانیم ز خاک میهنم
پاینده باد ایرانی اهورایی و آزاد منش
مردم بیگناه که خواستار آزادی و آزاد منشی هستند و هر گاه برای خواستهای میهنی خود برخاسته اند گماشتگان اسلام اهریمنی و سیاستمداران خدا نشناس و بی آگاه از درد مردم ، خود را نخود هر آشی میدانند و در خیزشهای مردمی مانند مار در آستین دیگران می روند تا در بزنگاه ، گماشتگی خود را به سرورانشان انجام بدهند ؛
خوشبختانه امروز جنبش ایرانبانان که از دل مردم برخاسته شده و بر دلهای مردم نشسته ، آگاهانه به همگان هوشیار میدهد که تا همبستگی ملی زیر نام مردم نباشد اهریمنان را نمیشود بیرون کرد و هر راه دگری که برویم به بی راهه سی و دو ساله می رسیم ، و تنها زیر همبستگی مردمان ایران زمین و دلباختگی به فرهنگ ایرانی میشود این خاک پاک اهورایی را بازشکوفایی کنیم و همه پتیارهای اسلامی را از میهن بیرون برانیم و به میهن راه رهایی و آزاد منشی ببخشیم ، رهایی از بند بدبختی بت پرستی و تازی پرستی و اندیشه زشت تازیان و گمراهی تازیان و نادانی اسلام اهریمنی ؛
همه اینها را نمیشود با ناله و نیایش بدست آوریم بساکه نیاز است خرد ایرانی را در خود زنده کنیم ، در این باره نگاهی به سروده ای از ایرانبانان کورد ماد کنیم که چنین میگوید ؛
بدرگاه خدا تا کی دست بر افراشته و ناله کنم برای میهنم
من که روز و شب ایستاده و نماز تازیگری کنم برای میهنم
ز بس ناله و نیایش کردم بزبان تازی ، گویی که خسته شد روان میهنم
تا شب و روز در پی هم چنین میگزرد در خاک میهنم
بیگمان هیچ گره ای گشوده نشود ز دوش میهنم
تا بانگ بت پرستی را نیایش خدا خوانند در خاک میهم
نه من و نه تو و نه آیندگان شناسند درد میهنم
گویی که خدا هم نپزیرد اینچنین بی پروایی را به میهنم
بگو کی آیی رستاخیز ایرانبانان ، تا شوی درفش پاک میهنم
که در آن روز بت و بت پرستان را برانیم ز خاک میهنم
پاینده باد ایرانی اهورایی و آزاد منش














0 نظرات:
ارسال یک نظر