۱۳۹۰ شهریور ۱, سه‌شنبه

اگر امروز نه - پس کی؟


article picture
در بستن پروندۀ ننگین 32 ساله، اگر نتوانیم با خود یگانه شویم، "بازندگان شرمگین روزگار"، خوانده خواهیم شد. اگر نیروهای پراکنده در اینسو و آنسوی جهان را نتوانیم گردهم آوریم تا کار را با دشمن سوگندخورده یکسره کنیم، پاسخی به پرسشهای فراوان فردائیان نخواهیم یافت. اگر چکیده های میهندوستی و فشرده های آگاهی را نتوانیم درهم گره زنیم و همپیمان شویم، نیروهای وفادار از سر ناچاری، دانه دانه به سوی هرزگان ایرانسوز میخزند. در پهنۀ اندوهبار پیش رو، چه درد بیدرمانی به جانمان افتاده که به شیوۀ جادوزدگان از هم میرمیم و میگریزیم؟ چرا هرکداممان دیگری را بدخواه خویش میپنداریم و سوائی را برتر از همبستگی میینیم؟ اینهمه دوریگزینی و انگزنی و بدبینی، به سود چه کسی جز دشمن خون آشام خانگیست؟هممیهنانی که در واکنش به فراخوان روز رستاخیز (1 مهر 1390، سازمان سیاسی - نظامی عقاب) با پرسشهای گوشه داری چون: "اگر نشد، چه خواهد شد؟" یا "اگر پیروز نشویم، آبرویمان میرود!" به میدان آمده اند - گوئی از یاد برده اند که با آغاز روند 32 ساله، آبروی ملی را باخته ایم و هرچه پیشتر آمده ایم، بی آبروتر شده ایم. جز در دورۀ یورش تازی، کی دخترکانمان چون کالای ارزان هوس، ایندست و آندست شده؟ کی زن و مرد پیر و جوان ایرانی اینگونه بازیچۀ دست هرزگان بوده و ارزش و جایگاه آدمی ی خویش را باد هوا دیده؟ کی اینهمه گرفتار داروهای روانگردان و دسته دسته ولگردان خیابانخواب و گروههای بی سر و سامان بوده ایم؟ کی بیکاری و ناداری و بیماری و هزار درد بیدرمان، اینچنین گریبان مردم را گرفته بود تا نیازمندان جان به لب را اینگونه پرشمار و رو به فزونی بینیم؟ کی روز و روزگار ایران و ایرانی اینگونه شرم آور و ننگ آمیز بوده که جان بی بها، گناه بی بدی، پلشتی بی شرم - و زشتی و بی بند و باری چنین فراگیر شود؟ اگر امروز به خود نجنبیم و به میدان نیآئیم، کی باید برخیزیم و کار را با دشمن هار یکسره کنیم؟افسر دلیری (سرلشکر خلبان مهدی روحانی)، از جان مایه نهاده و به میدان آمده - سازمانی کارا پیشگام شده تا لکۀ ننگ را از دامن تاریخ و فرهنگ ایرانزمین بشوید. بر یکایک زنان و مردان بیدار و آگاه هممیهنست تا با پشتیبانی از این موج فراگیر، ستونهای دشمن را سنگر به سنگر فروریزیم و به پیش تازیم. چگونه میتوان پیروز شد، بی آنکه به میدان آمد؟ اگر پا به ره نسپاریم، هرگز به جائی نمیرسیم و اگر دل به دریا نزنیم، به کرانۀ رهائی نمیرسیم. باید دلیر بود و بی واهمه از سختیهای راه و بی هراس از رهزنان کارکشته، به راه افتاد تا گواه پیروزیهای ماندگار فردا شد. سربازان آزادی، دست در دست این افسر شایسته و رزمندگان وابسته و یکایک شیفتگان ایرانزمین تا پایان دادن به کار رهائی ی خانه از چنگ درندگان فرمانفرما، دست از تلاش نخواهند کشید. آزادی ی کهن دیار پارس در گرو کوشش بی چون و چرای یکایک ایرانیان در درون و برون مرزهاست.

سربازان آزادی ایران

.Iranian Freedom FightersI. F. F

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

0 نظرات:

ارسال یک نظر